آفاقآفاق، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 25 روز سن داره

زیباترین هدیه خداوند آفاق نازنینم

23 هفتگی

1393/3/31 15:30
نویسنده : مامان جون
205 بازدید
اشتراک گذاری

سلام نفس مامان

 

مامان زیاد حالم خوب نیست .کمی بیحوصله م . تو هم تو این هفته نزاشتی مامان یه خواب راحت بکنه .

همین که مامان میخوابه تو شروع میکنی به رقصیدن.

niniweblog.com

niniweblog.com


مامان قربون دختر رقاصش بشههههههههههههههههه.

از اینور بیخوابی و از طرف دیگه یه طوری شدم چه جور بگم همش میخوام الکی گریه کنم و نمیدونم شاید افسرده شده باشم اما گاهی وقتا از روی خوشحالی هم گریه میکنم . بهونه میخوام تا گریه کنم .

niniweblog.com

چند روز پیشا دلم برا خاله یاسی تنگ شده بود بااینکه دیشبش پیشش بودم اما یه دفعه دلم براش پر کشید و گریم گرفت .گریه خیلی حساس و زود رنج شدم .نگران

بابا جونتم تا میتونه منو بیرون میبره اما خوب همش که نمیشه آخه اونم خسته میشه و به استراحت احتیاج داره .

 

تو هم که همش برا مامان دلبری میکنی و مامان رو به غش و ضعف میندازی.قلب

راست میگم .تو این مدت نصف شبم بیدار میشم و غذا میخورم  . دلم بیشتر هوس خوراکی میکنه .

تو تلوزیون خدا نکنه یه غذایی رو نشون بده یا هرچیز دیگه . سریع به بابا میگم اونم از زیر سنگم شده برام پیدا میکنه .

قربون بابات بشم انقدر ماهههههههههه.

niniweblog.com

 

حسودی نکن دخترم بابات قلبمه و تو ضربانش هستی

بابا نبود تو رو خدا به من نمیداد

تو هم بابایی رو باید دوست داشته باشیقلب

 خلاصه گاهی وقتا بدجنس میشی نمیدونم این یکی به کی رفتهعصبانی

به منو بابات که عمرااااااااااااااااااااااااااا

امروز بهت میگم دخترم مامانو دوست داری اگه دوست داری بهم لگد بزن.

تا 10 شمردم خبری نبود

گفتم باشه مامانو دوست نداری !منتظر بابایی رو چی بابا حسین رو دوست داری ؟؟؟؟؟؟

بازم شمردم بازم لگد نزدییییییییییییییی.

بهت گفتم باشه لگد نزن . اصلا باهات قهرممژه

همین که میخواستم بلند شم یه لگد محکم بهم زدی. یه دفعه جا خوردم !!!!!!بازم زدی 4- بار

فدای اون پاهای کوچولوت بشم

مامان جون هیچوقت با تو قهر نمیکنه شوخی کردم دروغگوخواستم کمی خودمو برات لوس کنم  .

 امروز 23 هفته ات تموم شد

 

23 هفتگیت مبارک

 

پسندها (4)

نظرات (0)