آفاقآفاق، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 26 روز سن داره

زیباترین هدیه خداوند آفاق نازنینم

دردو دل مادر و دختری

1393/3/31 17:19
نویسنده : مامان جون
180 بازدید
اشتراک گذاری

مامانی جونم سلام خوبی عزیز دلم

خودت از حالو روز مامان خبر داری میدونی تو این مدت چقدر به خاطر تو سختی کشیدم میدونی چقدر تحمل کردم و ارزو سلامتی تو رو از خدا خواستم.

حالا دخترم تو هفته 28 رفتی به سلامتی و هنوزم مامان جون خودشو تنها میبینه.Smiley

هنوزم وجودت تو ارومم نکرده .connie_wimperingbaby.gif

خودت میدونی چی منو اروم میکنهزبانکده محصل

بله درسته بابا حسین ارومم میکنه اونم تو این مدت خیلی بداخلاق شده مامان خیلی غصه میخورم . باید چکار کنم من که هر کاری از دستم بربیاد براش انجام میدم چرا بازم گاهی کنترول خودشو از دست میده و منو ناراحت میکنه . Smileyقلبم میشکنه دل شکستهوقتی بابا حسین باهام بد رفتاری میکنه . وقتی بداخلاق میشه فقط به گذشته خوبی که داشتیم فک میکنم .Smiley دوست ندارم از این بداخلاقیا چیزی تو خاطرم بمونه

راستی مارد بزرگت

مامان بابا حسینو میگم . بهم دیروز میگفت که بریم باز با اونا زندگی کنیم.

اما دخترم من هر سختی رو تخمل میکنم هر غصه ای رو تحمل میکنم تا با هم  سه تایی تو خونمون باشیم .

بابا حسینم فک کنم به خاطر اینکه من مخالفم داره اذیتم میکنه اما من نمیخوام باز به اون خونه برمعصبانی

خودت که میدونی چقدر برات دردو دل کردم خودت میدونی چقدر ارزوی اینو داشتم که با بابا جونت مستقل مستقل شیم حالا مگه میتونم این خونرو که خونه رویاهام بودرو فراموش کنم و باز برم تو اون خونه . خونه ای که خاطره های خوبی ازش ندارم .

دخترم برا مامان دعا کن دعا کن که ارامش پیدا کنم

راستی میخوام خودمو تو خونه سرگرم کنم . میخوام برا دختر گلم لباسای قشنگ بدوزم  - لباس که بلد نیستم اما تو نت یه مدل دامن آموزش داده میخوام برم وسایلاشو بخرم تا برات دامن درست کنم

تا از مامان یه یادگاری کوچولو برات بمونه .

امیدوارم از پسش بربیام.

دخترم خیلی دوست دارم اما خودت میدونی که عشقی که به بابات دارم خیلی زیاده .قلب گاهی کمرم زیر عشقش خم میشه . و دیگه نمیتونم دوریشو تحمل کنم . امروزم که ناراحت شد فقط غصه اینو میخوردم که چکار کنم از ناراحتی دربیاد . همش نگرانش بودم . شب که خوابید من تا دیر وقت بیدار بودم. دعا میکردم خیلی دوست دارم با رفتنم به اون خونه خوشحالش کنم اما نمیتونم . من آرامش زندگیمو تو این خونه پیدا کردمو و خوشبختیمونو تو این خونه میبینم .

دخترم به بابا جون بگو که ما اینجا خوشبخت تریم زبانکده محصل

 

پسندها (5)

نظرات (0)